تبليغاتX
 یادنامه

 

اشتباه را تصحیح نکردن خود اشتباه دیگری است.(کنفوسیوس)

دوست همه کس دوست هیچ کس نیست(یوردالو)

خطاهای دیگران را چون خطاهای خود تحمل کن.

خوشبختی خانوادگی طولانی ترین و زیباترین سعادت هاست.(ولتر)

دوست بدارید تا شما را دوست بدارند.(سنتاگوستین)

هیچ کاری نیست که عزم و اراده از انجام آن فرو ماند.(اخلاق روحی)

هر که برایش نیکی خواهد دوست پارسا به او عطا فرماید(حضرت محمد)

همیشه حق با کسی نیست که بهتر سخن می گوید.

تنبیه در هنگام خشم اصلاح نیست بلکه انتقام است(مونت نین)

از گناه تنفر داشته باش نه از گناهکار(گاندی)

وضعیت زندگی شما بازتاب وضعیت ذهن شماست(وین دایر)

هیچ کار بزرگ بدون فکر انجام نمی گیرد.

سعادت نتیجه یک زندگی عقلانی است.(اسپینینوزا)

توانگری در غربت وطن است وتهی دستی در وطن غربت.(حضرت محمد)

با چه کسانی دوست و رفیق هستی تا بگویم چگونه آدمی هستی.(امرسون)

هرکس در خرج میانه روی اختیار کرد فقیر نمی شود.(حضرت محمد)

مرد بزرگ در جستجوی حق است و مرد پست به دنبال منفعت.(کنفوسیوس)

در پس هر عملی اندیشه ای نهفته است(وین دایر)

مرد بزرگ به خود سخت میگیرد ،مرد کوچک به دیگران(کنفوسیوس)

کسانی که در انتظار فرصت اند فرصت ها را از دست می دهند.

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 19:44 توسط شیرین |


معلم پای تخته داد میزد و صورتش از خشم گلگون بود و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود ولی‌ آخر کلاسیها لواشک بین خود تقسیم میکردند و آن یکی‌ در گوشه ای دیگر جوانان را ورق میزد و دلم میسوخت بر آنکه بیخود ‌های و هوی میکرد و با آن شور بی‌ پایان تساویهای جبری را نشان میداد با خطی‌ خوانا بر تخته ای که از ظلمت تاریک غمگین بود تساوی را چنین بنوشت   یک برابر با یک هست
از میام جمع شاگردان یکی‌ برخاست همیشه یک نفر باید  بپاخیزد  و با آرامی سخن سر داد تساوی اشتباهی‌ فاحش و محض است نگاه بچه ها نا گه  به یک سؤ خیره گشت و معلم مات بر جا ماند و او پرسید اگر یک فرد انسان واحد یک بود آیا باز یک با یک برابر بود؟؟ سکوتی مطهش  بود و سؤالی سخت!! معلم خشمگین فریاد زد و گفت آری برابر بود
و او با پوز خندی گفت اگر یک فرد انسان واحد یک بود آنکه زور و زر بدامن  داشت بالا بود و آنکه قلبی پاک و دستی‌ فاقد زر داشت پایین بود
اگر یک فرد انسان واحد یک بود آنکه صورت نقره گون چون قرص مه میداشت بالا بود و آن سیاه چرده که مینالید پایین بود
اگر یک با یک برابر بود نان و مال مفت خواران از کجا آماده میگردید و یا چه کس دیوار چین را بنا میکرد
اگر یک با یک برابر بود پس که پشتش به زیر بار فقر خم میشد و یا که به زیر ضربه شلاق له میگشت
اگر یک با یک برابر بود پس چه کس آزادگان را در قفس میکرد
معلم ناله اسا گفت بچه ها  در جزوهای خویش بنویسید یک با یک برابر نیست.
 

+ نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 17:34 توسط شیرین |


از امیر المومنین پرسیدند:

زیرک ترین آدم ها کیست؟

فرمود:کسی که از خود و از عمل خود برای بعد ازمرگ حساب بکشد.

پرسیدند:چگونه؟

فرمود:چون صبح تا شب به کار و زندگی پرداخت، در شب به خود بر گر دد و بگوید:

ای نفس!امروز روزی بود که بر تو گذشت و دیگر باز نمی گردد. خدا درباره ی  این روزاز تو

خواهد پرسیدکه روز را چگونه گذراندی و در آن چه کار کردی؟

آیا به یاد او و سپاس از او بودی؟آیا گره از کار فرو بسته ی مومنی گشودی؟

آیا گرد غم از چهره ای زدودی؟

و آیا در غیاب  او از خانواده اش محا فظت کردی؟

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 17:37 توسط شیرین |


ای خسته دل آرام باش...
چرا خودت را با نگراني ها عذاب مي دهي ؟ شكايت و گله تو چه سودي برايت دارند ؟ تو مسافري هستي كه با يك كشتي به سفر مي روي و از هدايت و كنترل آن هم ناتواني ، حتي اگر ناخداي كشتي اين مقام را هم به تو سپرده باشد. پس براي آن نگران و مشوش مباش ، خداوند ناخداي كشتي توست .

نگذار تجربيات و پستي و بلندي هاي زندگي اين فكر را در تو ايجاد كنند كه خدا تو را رها كرده است . هرگز ، او همواره در مقام خود قائم است و براي تو عمل مي كند . اوست كه شرايط زندگي را در دست دارد و خود شخصا آنها را هدايت مي نمايد . خداوند، خداي قادر مطلق است ، او خداي توست ، خدا و رهبر زندگي تو . به اين ايمان بياور ، آرامش داشته باش ! خداوند سلطنت مي كند ، او در جلال است و هميشه پيروز.
**************************************************

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 18:7 توسط شیرین |


 

خدایا!                                                       

                                                         

مگزار دعا کنم

که مرا از دشواریها و خطرهای زندگی

مصون داری،

بلکه دعا کنم تا در رویارویی با آنها

بی باک و شجاع باشم.

مگزار از تو بخواهم

درد مرا تسکین دهی،

بلکه توان چیرگی بر آن را به من ببخشی.

منبع : به سوی او / جی.پی.واسوانی/فریبا مقدم 

+ نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 11:16 توسط شیرین |


+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 11:27 توسط شیرین |


چرا ........؟؟؟

                                   

          چرا آدمها فکر می کنند هـــــــمـیشه فرصت هـست.  

+ نوشته شده در جمعه سوم آبان 1387ساعت 19:8 توسط شیرین |


اینم چند تا  عکس زیبا.........
ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 16:35 توسط شیرین |


     ناگهان که نگاه می کنی وقت رفتن است و چقدر زود، دیر می شود.

   

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 16:7 توسط شیرین |


                                                                           Is thaught you ere would withhold  آیاچیزی هست که باید از بخشش آن دریغ کرد؟                                                                      

 

All you have shall some day be giving; there fore giving nowThat the season your in heritoof giving may be yours and not r s.       

 هر چه هست روزی به ناچار خود به خود بخشیده خواهد شد. پس چه بهتر اکنون که کسی را بدان نیازی هست   ببخشی تا فرصت ار آن تو باشد و بر وارثان نماند.

 

                                                                  >>  جبران خلیل جبران<<

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 21:28 توسط شیرین |



HOME
E-Mail
Night Skin


Archives

88/07/01 - 88/07/30

88/04/01 - 88/04/31
88/02/01 - 88/02/31
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30


Links


reza
Negar
sunny
elahe
پسر آفتاب
ღ♥ღباحالღ♥ღ
چیز،چیز،چیز
ما به مشکی دل خوشیم
همه چيز درباره کامران و هومن
ستاره ی صبح
>>موفقیّت<<
>>آخرشه<<
برای همه ایرانیان
وارنیک
دختر انزلی
ماهواره ی امید بصورت زنده بر روی نقشه دنیا


آمار وبلاگ
کاربران آنلاین:
بازديدها :


Design by : Night Skin



کلکسیون کدهای جاوا

<") JavaScript Codes

JavaScript Codes
A>